دلی که با عشق زنده است
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ مامطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
ما در پیاله عکس رخِ یار دیدهایمای بیخبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشقثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما
چندان بُوَد کرشمه و نازِ سَهیقدانکآید به جلوه سروِ صنوبرخَرامِ ما
ای باد اگر به گُلشنِ اَحباب بُگذریزِنهار، عَرضه دِه بَرِ جانان پیامِ ما
گو نامِ ما زِ یاد به عمدا چه میبری؟خود آید آن که یاد نیاری ز نامِ ما
مستی به چشمِ شاهدِ دلبندِ ما خوش استزآن رو سپردهاند به مستی زمامِ ما
ترسم که صَرفهای نَبَرَد روزِ بازخواستنانِ حلالِ شیخ ز آبِ حرامِ ما
حافظ ز دیده دانهٔ اشکی همیفشانباشد که مُرغِ وصل کُند قصدِ دامِ ما
دریای اَخضَرِ فَلَک و کَشتی هِلالهستند غرقِ نعمتِ حاجیقوامِ ما
تأمل روانشناختی
«هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق» از امیدبخشترین مصراعهای حافظ است. عشق اینجا فقط عشق به یک نفر نیست؛ دلبستگی به معنا، به آدمها و به کاری که برایمان ارزشمند است. پژوهشها نشان میدهند داشتن پیوندها و معنای عمیق، از قویترین سپرهای ما در برابر افسردگی است.
پرسشی برای امشب
این روزها دلت به چه چیزی یا چه کسی «زنده» است؟ اگر جوابی پیدا نمیکنی، چه چیزی روزی برایت معنا داشت؟


