ارزش یاری به ناتوان
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی دادکه تابِ من به جهان، طُرِّهٔ فلانی داد
دلم خزانهٔ اسرار بود و دستِ قضادرش بِبَست و کلیدش به دلسِتانی داد
شکستهوار به درگاهت آمدم، که طبیببه مومیاییِ لطفِ توام، نشانی داد
تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوشکه دست دادش و یاریِ ناتوانی داد
برو معالجهٔ خود کن ای نصیحتگوشراب و شاهدِ شیرین، که را زیانی داد؟
گذشت بر منِ مسکین و با رقیبان گفتدریغ، حافظِ مسکینِ من، چه جانی داد
تأمل روانشناختی
«تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش / که دست دادش و یاری ناتوانی داد» ستایش کسی است که به ناتوانی کمک کرده است. یاری رساندن نه فقط به دیگران، که به معنای زندگی خود ما هم کمک میکند. و «برو معالجهٔ خود کن ای نصیحتگو» یادآوری است که قبل از نصیحت دیگران، به خودمان بپردازیم.
پرسشی برای امشب
امروز به چه کسی میتوانی «دست یاری» بدهی؟ و چه کسی به تو کمک کرده که از او قدردانی نکردهای؟


