جستجوی متخصص
فال حافظ · غزل ۱۱۷

شمع روی تو در شب بیابان

دل ما به دور رویت ز چمن فَراغ داردکه چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

سرِ ما فرونیآید به کمانِ ابروی کَسکه درون گوشه‌گیران، ز جهان فَراغ دارد

ز بنفشه تاب دارم که ز زلفِ او زند دمتو سیاهِ کم‌بها بین، که چه در دِماغ دارد‌!

به چمن خرام و بنگر برِ تختِ گل که لالهبه ندیمِ شاه مانَد که به کف ایاغ دارد

شبِ ظلمت و بیابان، به کجا توان رسیدن؟مگر آن که شمعِ روی‌ات به رَهَم چراغ دارد

من و شمعِ صبح‌گاهی سِزَد ار به هم بِگرییمکه بسوختیم و از ما بتِ ما فراغ دارد

سِزَدم چو ابرِ بهمن که بر این چمن بِگریَمطرب آشیانِ بلبل، بنگر که زاغ دارد

سرِ درسِ عشق دارد دلِ دردمند حافظکه نه خاطرِ تماشا نه هوای باغ دارد

تأمل روانشناختی

«شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن / مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد» از نیاز به نوری در تاریکی می‌گوید. در دوره‌های تاریک، یک حضور گرم می‌تواند راه را روشن کند. و «من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم» از همدردی می‌گوید: گاهی با هم گریستن، خود نوعی تسکین است.

پرسشی برای امشب

در تاریکی‌های زندگی‌ات، چه کسی یا چه چیزی «شمع» راه تو بوده است؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه
قدم بعدی

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصانی که در همین روزها نوبت خالی دارند در ابتدا آمده‌اند.

همه متخصصان این حوزه
  • محمودرضا شرفی

    محمودرضا شرفی

    دکترای روانشناس بالینی

    اولین نوبت خالی: فردا ۱۶:۰۰

  • پیمان ونائی

    پیمان ونائی

    کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی — آزاد گرمسار (1396)

    اولین نوبت خالی: فردا ۱۷:۰۰

  • نجمه فراشیانی

    نجمه فراشیانی

    کارشناسی ارشد مشاوره — علامه طباطبایی (1386)

    اولین نوبت خالی: امروز ۰۹:۰۰