هر کرده جزایی دارد
مطربِ عشق عجب ساز و نوایی داردنقشِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالَم از نالهٔ عُشّاق مبادا خالیکه خوشآهنگ و فرحبخش هوایی دارد
پیر دُردیکَش ما گرچه ندارد زر و زورخوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد
محترم دار دلم کاین مگسِ قندپَرستتا هواخواهِ تو شد فَرِّ هُمایی دارد
از عدالت نَبُوَد دور گَرَش پُرسد حالپادشاهی که به همسایه گدایی دارد
اشکِ خونین بنمودم به طبیبان گفتنددردِ عشق است و جگرسوز دوایی دارد
ستم از غمزه میاموز که در مذهبِ عشقهر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد
نغز گفت آن بتِ ترسابچهٔ بادهپرستشادیِ رویِ کسی خور که صفایی دارد
خسروا حافظ درگاهنشین فاتحه خواندوز زبان تو تمنای دعایی دارد
تأمل روانشناختی
«ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق / هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد» یادآوری است که رفتار ما در رابطهها بیاثر نمیماند. مهربانی بازمیگردد و بیمهری هم. و «شادی روی کسی خور که صفایی دارد» دعوتی است به همنشینی با آدمهای صافدل.
پرسشی برای امشب
کدام رفتار تو در رابطههایت دوست داری به خودت بازگردد؟ امروز آن را از کجا شروع میکنی؟


