سوگ فرزند
بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کردبادِ غیرت به صدش خار، پریشاندل کرد
طوطیی را به خیالِ شکری، دلخوش بودناگَهَش سیلِ فنا نقشِ اَمَل، باطل کرد
قُرَّةُ الْعینِ من، آن میوهٔ دل، یادش بادکه چه آسان بشد و کارِ مرا مشکل کرد
ساروان! بارِ من افتاد، خدا را مددیکه امیدِ کَرَمَم همرهِ این مَحمِل کرد
رویِ خاکی و نمِ چشمِ مرا خوار مدارچرخ فیروزه طربخانه از این کَهگِل کرد
آه و فریاد که از چشمِ حسودِ مهِ چرخدر لحد ماهِ کمانابرویِ من منزل کرد
نزدی شاهرخ و فوت شد امکان حافظچه کنم؟ بازی ایام مرا غافل کرد
تأمل روانشناختی
«قرة العین من آن میوهٔ دل یادش باد / که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد» از سوزناکترین بیتهای حافظ است که گفتهاند در سوگ فرزندش سروده. سوگ عزیز، بهویژه فرزند، زندگی را دگرگون میکند و زمان خودش را میخواهد. یاد کردن عزیز رفته، همانطور که حافظ کرد، بخشی از راه التیام است. اگر سوگ طولانی و سنگین شده، همراهی یک متخصص سوگ کمک بزرگی است.
پرسشی برای امشب
یاد کدام عزیز از دست رفته را در دلت داری؟ چه راهی برای یاد کردن او، برایت تسلیبخش است؟


