جستجوی متخصص
فال حافظ · غزل ۱۴

غربت و دلتنگی

گفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریبگفت در دنبالِ دل، رَه گُم کُنَد مسکین غریب

گفتمش مَگذر زمانی، گفت معذورم بدارخانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

خفته بر سنجابِ شاهی نازنینی را چه غم؟گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

ای که در زنجیرِ زلفت جایِ چندین آشناستخوش فتاد آن خالِ مشکین بر رخِ رنگین غریب

می‌نماید عکسِ مِی، در رنگِ رویِ مَه وَشَتهمچو برگِ ارغوان بر صفحهٔ نسرین، غریب

بس غریب افتاده است آن مور خَط، گِردِ رُخَتگرچه نَبوَد در نگارستان، خطِ مشکین غریب

گفتم ای شامِ غریبان طُرِّهٔ شبرنگِ تودر سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفت حافظ آشنایان در مقامِ حیرتنددور نَبوَد گر نشیند خسته و مسکین غریب

تأمل روانشناختی

این غزل تمام از واژه «غریب» ساخته شده است؛ از کسی که در دنبال دل راه گم کرده و بستر و بالینش «خار و خاره» است. احساس غریبی فقط برای مهاجران نیست؛ می‌توان در خانه خود هم غریب بود. نام بردن از این احساس و یافتن یک آشنا، نخستین درمان غربت است.

پرسشی برای امشب

در کجای زندگی‌ات احساس «غریبی» می‌کنی؟ کدام آشنا می‌تواند این حس را کمی گرم‌تر کند؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه
قدم بعدی

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصانی که در همین روزها نوبت خالی دارند در ابتدا آمده‌اند.

همه متخصصان این حوزه
  • طلیعه طلوعی فر

    طلیعه طلوعی فر

    کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی — دانشگاه ازاد واحد بندرگز (1402)

    اولین نوبت خالی: امروز ۱۶:۰۰

  • نجمه فراشیانی

    نجمه فراشیانی

    کارشناسی ارشد مشاوره — علامه طباطبایی (1386)

    اولین نوبت خالی: امروز ۰۹:۰۰

  • صدیقه سرفراز

    صدیقه سرفراز

    کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی — دانشگاه گیلان (1393)

    نوبت خالی در روزهای آینده ثبت نشده