دلبر رفت و خبر نکرد
دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکردیادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد
یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشتیا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنمچون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد
شوخی مکن که مرغِ دلِ بیقرارِ منسودایِ دامِ عاشقی از سر به درنکرد
هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ منکاری که کرد دیدهٔ من، بینظر نکرد
من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمعاو خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
تأمل روانشناختی
«دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد» از رفتن بیخبر میگوید و حافظ دو احتمال را میسنجد: «یا بخت من طریق مروت فروگذاشت / یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد». این دیدن چند احتمال، به جای سرزنش مطلق خود، نشانه تفکر سالم است. همیشه تقصیر ما نیست.
پرسشی برای امشب
در جداییای که تجربه کردهای، آیا همه تقصیر را به خودت دادهای؟ احتمالهای دیگر چه بود؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

