لطف در همه حال
صبا وقتِ سحر بویی ز زلفِ یار میآورددل شوریدهٔ ما را به نو، در کار میآورد
من آن شکلِ صِنوبر را ز باغِ دیده بَرکَندَمکه هر گُل کز غمش بِشْکُفت مِحنت، بار میآورد
فروغِ ماه میدیدم ز بامِ قصر او روشنکه رو از شرمِ آن خورشید در دیوار میآورد
ز بیمِ غارتِ عشقش، دلِ پُرخون رها کردمولی میریخت خون و رَه بِدان هنجار میآورد
به قولِ مطرب و ساقی، برون رفتم گَه و بیگَهکز آن راهِ گران، قاصد، خبر، دشوار میآورد
سراسر بخششِ جانان، طریقِ لطف و احسان بوداگر تسبیح میفرمود، اگر زُنّار میآورد
عَفَاالله چینِ ابرویَش اگر چه ناتوانم کردبه عشوه هم پیامی بر سرِ بیمار میآورد
عجب میداشتم دیشب ز حافظ جام و پیمانهولی مَنعَش نمیکردم که صوفیوار میآورد
تأمل روانشناختی
«سراسر بخشش جانان طریق لطف و احسان بود / اگر تسبیح میفرمود اگر زنار میآورد» نگاهی است که همه کارهای محبوب را از سر لطف میبیند. این نگاه سخاوتمندانه در رابطهها ارزشمند است، به شرط آنکه چشممان را بر آسیبهای واقعی نبندد. دیدن نیت خوب، کنار دیدن رفتار واقعی.
پرسشی برای امشب
آیا رفتارهای عزیزانت را با نیت خوب تفسیر میکنی؟ این نگاه کجا به رابطهات کمک کرده است؟


