هیچ زیبایی بی یار خوش نیست
گل بیرخِ یار خوش نباشدبیباده بهار خوش نباشد
طَرفِ چمن و طوافِ بستانبیلالهعذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالتِ گُلبیصوتِ هَزار خوش نباشد
با یارِ شکرلبِ گلاندامبیبوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دستِ عقل بنددجز نقشِ نگار، خوش نباشد
جان نقدِ مُحَقَّر است حافظاز بهرِ نثار خوش نباشد
تأمل روانشناختی
ردیف «خوش نباشد» در این غزل میگوید زیباترین چیزها هم بدون همراهی کسی که دوستش داریم، کامل نیست: «گل بی رخ یار خوش نباشد». این نیاز به پیوند، انسانی و طبیعی است. و حتی وقتی کسی کنارمان نیست، میتوانیم زیباییها را با دیگران — دوستان و خانواده — قسمت کنیم.
پرسشی برای امشب
لذت کدام زیبایی را دوست داری با کسی قسمت کنی؟ امروز آن را با چه کسی در میان میگذاری؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

