شادیِ بازگشت
ساقیا آمدنِ عید مبارک بادتوان مَواعید که کردی مَرَوَد از یادت
در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فِراقبرگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت
برسان بندگیِ دختر رَز، گو به درآیکه دَم و همّت ما کرد ز بند، آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توستجای غم باد، مَر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراجِ خزان رخنه نیافتبوستانِ سمن و سرو و گل و شمشادت
چشمِ بد دور کز آن تفرقهات بازآوردطالعِ ناموَر و دولتِ مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوحور نه طوفانِ حوادث بِبَرَد بُنیادت
تأمل روانشناختی
«شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست» از شادیِ بازگشت یک عزیز به جمع میگوید. گاهی فراموش میکنیم حضور ما برای دیگران چقدر ارزشمند است. و «حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح» یادآوری است که پیوندهای امن، کشتی ما در طوفان حوادثاند؛ آنها را جدی بگیر.
پرسشی برای امشب
حضور تو برای چه کسی مایه شادی است؟ آخرین بار کی این را از کسی شنیدی یا به کسی گفتی؟


