جستجوی متخصص
فال حافظ · غزل ۱۸۱

صبر تا کی و چند

بعد از این دستِ من و دامنِ آن سروِ بلندکه به بالای چَمان از بُن و بیخَم بَرکَنْد

حاجتِ مطرب و مِی نیست تو بُرقَع بِگُشاکه به رقص آوَرَدَم آتشِ رویت چو سپند

هیچ رویی نشود آینهٔ حجلهٔ بختمگر آن روی که مالَند در آن سُمِّ سمند

گفتم اسرارِ غمت هر چه بُوَد گو می‌باشصبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند؟

مَکُش آن آهویِ مُشکینِ مرا ای صیّادشرم از آن چشمِ سیه دار و مَبَندَش به کمند

منِ خاکی که از این در نَتَوانَم برخاستاز کجا بوسه زنم بر لبِ آن قصرِ بلند؟

بازمَستان دل از آن گیسویِ مُشکین حافظزان که دیوانه همان به که بُوَد اندر بند

تأمل روانشناختی

«گفتم اسرار غمت هر چه بود گو می‌باش / صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند» لحظه‌ای است که ظرفیت صبر تمام می‌شود. این لحظه، نشانه ضعف نیست؛ پیام دل است که چیزی باید تغییر کند. شنیدن این پیام و فکر کردن به قدم بعدی، بهتر از ادامه صبر بی‌پایان است.

پرسشی برای امشب

در کدام موقعیت «صبرت تمام شده» است؟ این احساس چه تغییری را از تو می‌خواهد؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه
قدم بعدی

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصانی که در همین روزها نوبت خالی دارند در ابتدا آمده‌اند.

همه متخصصان این حوزه
  • طلیعه طلوعی فر

    طلیعه طلوعی فر

    کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی — دانشگاه ازاد واحد بندرگز (1402)

    اولین نوبت خالی: امروز ۱۶:۰۰

  • نجمه فراشیانی

    نجمه فراشیانی

    کارشناسی ارشد مشاوره — علامه طباطبایی (1386)

    اولین نوبت خالی: امروز ۰۹:۰۰

  • لیلا سماوی

    لیلا سماوی

    دکتری حرفه‌ای مشاوره — عالیان علم پرور (1405)

    اولین نوبت خالی: فردا ۰۹:۰۰