دوگانگی ظاهر و باطن
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنندچون به خلوت میروند آن کارِ دیگر میکنند!
مشکلی دارم، زِ دانشمندِ مجلس بازپرستوبهفرمایان، چرا خود توبه کمتر میکنند؟
گوییا باور نمیدارند روزِ داوریکاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور میکنند
یا رب این نُودولَتان را با خَرِ خودْشان نشانکاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر میکنند
ای گدای خانِقَه، بَرْجَه که در دِیرِ مُغانمیدهند آبی و دلها را توانگر میکنند
حُسنِ بیپایان او، چندان که عاشق میکُشدزمرهٔ دیگر به عشق از غیب سَر بَر میکنند
بر درِ میخانهٔ عشق ای مَلَک، تسبیح گویکاَندر آنجا، طینَتِ آدم مُخَمَّر میکنند
صبحدم از عرش میآمد خروشی، عقل گفت«قُدسیان گویی که شعرِ حافظ از بَر میکنند»
تأمل روانشناختی
«واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند / چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند» نقد دوگانگی است: گفتن یک چیز و انجام چیز دیگر. در زندگی شخصی هم، فاصله زیاد میان آنچه نشان میدهیم و آنچه هستیم، انرژی روانی زیادی میگیرد. یکپارچگی، آرامش میآورد.
پرسشی برای امشب
کجا میان آنچه میگویی و آنچه انجام میدهی فاصله هست؟ کم کردن این فاصله از کجا شروع میشود؟


