عشوه دنیا
ساقی حدیثِ سرو و گل و لاله میرودوین بحث با ثَلاثهٔ غَسّاله میرود
مِی ده که نوعروسِ چمن حَدِّ حُسن یافتکار این زمان ز صنعتِ دَلّاله میرود
شِکَّرشِکن شَوَند همه طوطیانِ هندزین قندِ پارسی که به بَنگاله میرود
طِیِّ مکان ببین و زمان در سلوکِ شعرکاین طفل یک شبه رَهِ یک ساله میرود
آن چشمِ جادوانهٔ عابدفریب بینکش کاروانِ سِحْر ز دنباله میرود
از رَه مَرو به عشوهٔ دنیا که این عجوزمکّاره مینشیند و مُحتاله میرود
بادِ بهار میوزد از گُلْسِتانِ شاهوز ژاله باده در قدحِ لاله میرود
حافظ ز شوقِ مجلس سلطان غیاثِ دینغافل مشو که کارِ تو از ناله میرود
تأمل روانشناختی
«از ره مرو به عشوهٔ دنیا که این عجوز / مکاره مینشیند و محتاله میرود» هشداری است درباره جذابیتهای فریبنده دنیا که وعدههای بزرگ میدهند و عمل نمیکنند. و «کاین طفل یک شبه ره یک ساله میرود» از قدرت شعر و الهام میگوید که مسافتهای بلند را کوتاه میکند.
پرسشی برای امشب
کدام «عشوه دنیا» این روزها تو را از مسیر اصلیات دور کرده است؟


