هرگز از رحمت ناامید مشو
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مستکه به پیمانهکشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشقچار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سِرّ قضاکه به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
کمر کوه کم است از کمر مور اینجاناامید از در رحمت مشو ای بادهپرست
بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرسادزیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
جان فدای دهنش باد که در باغ نظرچمن آرای جهان، خوشتر از این غنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شدیعنی از وصل تواَش نیست بجز باد به دست
تأمل روانشناختی
«ناامید از در رحمت مشو ای بادهپرست» پیامی است برای کسی که فکر میکند اشتباهاتش او را از هر گشایشی محروم کرده است. حافظ به آدمهای ناکامل هم امید میدهد. در روانشناسی، شفقت به خود — یعنی مهربانی با خود در لحظه شکست — یکی از قویترین عوامل بهبود است.
پرسشی برای امشب
کجا خودت را «ناامید از رحمت» فرض کردهای؟ اگر کمی با خودت مهربانتر باشی، چه تغییری میکند؟


