از همنشین ناجنس پرهیز
معاشران! گره از زلفِ یار باز کنیدشبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
حضورِ خلوتِ اُنس است و دوستان جمعندوَ اِنْ یَکاد بخوانید و در فَراز کنید
رَباب و چنگ به بانگِ بلند میگویند«که گوشِ هوش به پیغامِ اهلِ راز کنید»
به جانِ دوست که غم پرده بر شما نَدَرَدگر اعتماد بر الطافِ کارساز کنید
میانِ عاشق و معشوق فَرق بسیار استچو یار ناز نماید، شما نیاز کنید
نخست موعظهٔ پیرِ صحبت این حرف استکه «از مُصاحبِ ناجِنس اِحتِراز کنید»
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشقبر او نَمُرده، به فتوای من نماز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظحَوالَتَش به لبِ یارِ دلنواز کنید
تأمل روانشناختی
«نخست موعظهٔ پیر صحبت این حرف است / که از مصاحب ناجنس احتراز کنید» درسی در انتخاب همنشین است: آدمهایی که ارزشها و حال ما را نمیفهمند، انرژی ما را میگیرند. و «هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق / بر او نمرده به فتوای من نماز کنید» میگوید زندگی بدون عشق و شور، زندگی نیست.
پرسشی برای امشب
همنشینی با چه کسانی انرژی تو را میگیرد؟ و کنار چه کسانی «زنده» میشوی؟


