زهد خشک را رها کن
صوفی گُلی بچین و مُرَقَّع به خار بخشوین زهدِ خشک را به مِی خوشگوار بخش
طامات و شَطح در رَهِ آهنگِ چنگ نِهتسبیح و طَیلَسان به مِی و مِیگُسار بخش
زُهدِ گران که شاهد و ساقی نمیخرنددر حلقهٔ چمن به نسیمِ بهار بخش
راهم شراب لعل زد ای میرِ عاشقانخونِ مرا به چاهِ زَنَخدانِ یار بخش
یا رب به وقتِ گُل، گُنَهِ بنده عفو کنوین ماجرا به سروِ لبِ جویبار بخش
ای آن که رَه به مشربِ مقصود بُردهایزین بحر، قطرهای به منِ خاکسار بخش
شکرانه را که چشم تو رویِ بتان ندیدما را به عفو و لطفِ خداوندگار بخش
ساقی چو شاه نوش کند بادهٔ صَبوحگو جامِ زر به حافظِ شب زنده دار بخش
تأمل روانشناختی
«صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش / وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش» دعوتی است به رها کردن سختگیری بیروح و انتخاب زندگی با نشاط. سختگیری افراطی با خود، شادی را از زندگی میگیرد. و «ای آن که ره به مشرب مقصود بردهای / زین بحر قطرهای به من خاکسار بخش» درخواست کمک از کسانی است که راه را یافتهاند.
پرسشی برای امشب
در کجای زندگیات «زهد خشک» — سختگیری بیشادی — داری؟ اگر کمی نرمتر شوی، چه تغییری میکند؟


