صبر بلبل بر جفای خار
باغبان گر پنجروزی صحبتِ گل بایدشبر جفایِ خارِ هجران صبرِ بلبل بایدش
ای دل اندر بندِ زلفش از پریشانی مَنالمرغِ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
رندِ عالمسوز را با مصلحتبینی چهکار؟کار مُلک است آن که تدبیر و تأمل بایدش
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریستراهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
با چُنین زلف و رُخَش بادا نظربازی حرامهر که روی یاسمین و جَعدِ سنبل بایدش
نازها زان نرگسِ مستانهاش باید کشیداین دلِ شوریده تا آن جَعد و کاکُل بایدش
ساقیا در گردشِ ساغر تعلل تا به چند؟دور چون با عاشقان افتد تَسَلسُل بایدش
کیست حافظ تا ننوشد باده بیآوازِ رود؟عاشقِ مسکین چرا چندین تجمل بایدش؟
تأمل روانشناختی
«باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش / بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش» میگوید هر لذتی، با تحملی همراه است. و «مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش» یادآوری است که در شرایط دشوار، تحمل آگاهانه از تقلای بیحاصل بهتر است. و «راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش» از ضرورت اعتماد و رها کردن کنترل افراطی میگوید.
پرسشی برای امشب
برای «صحبت گل»ی که میخواهی، چه «خاری» را باید تحمل کنی؟ آیا ارزشش را دارد؟


