مهری که فراموش نمیشود
بِبُرد از من قرار و طاقت و هوشبتِ سنگیندلِ سیمین بناگوش
نگاری چابکی شِنگی کُلَهدارظریفی مَهوشی تُرکی قباپوش
ز تابِ آتشِ سودایِ عشقشبه سانِ دیگ دایم میزنم جوش
چو پیراهن شوَم آسودهخاطرگَرَش همچون قبا گیرم در آغوش
اگر پوسیده گردد استخوانمنگردد مِهرت از جانم فراموش
دل و دینم، دل و دینم بِبُردهستبَر و دوشش، بَر و دوشش، بَر و دوش
دوایِ تو، دوایِ توست حافظلبِ نوشش، لبِ نوشش، لبِ نوش
تأمل روانشناختی
«اگر پوسیده گردد استخوانم / نگردد مهرت از جانم فراموش» از عشقی ماندگار میگوید. و «به سان دیگ دایم میزنم جوش» بیقراری درونی عاشق را نشان میدهد. شور عشق زیباست، اما وقتی «جوشش» دائمی شود، به مراقبت از آرامش خود هم نیاز داریم.
پرسشی برای امشب
این روزها دلت چقدر «در جوش» است؟ چه چیزی میتواند کمی آرامش کند؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

