جستجوی متخصص
فال حافظ · غزل ۳۱۵

خدمتی بسزا برنیامد

به غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستمبیا بگو که ز عشقت چه طَرْف بَربَستَم؟

اگر چه خَرمَنِ عمرم غمِ تو داد به بادبه خاک‌پایِ عزیزت که عهد نشکستم

چو ذَرِّه گرچه حقیرم؛ ببین به دولتِ عشقکه در هوایِ رُخَت چون به مِهر پیوستم

بیار باده که عمریست تا من از سَرِ اَمنبه کُنجِ عافیت از بهرِ عیش نَنشَستَم

اگر ز مردمِ هشیاری ای نصیحت‌گوسخن به خاک مَیَفکَن؛ چرا که من مستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بَرِ دوستکه خدمتی بسزا برنیامد از دستم

بسوخت حافظ و آن یارِ دلنواز نگفتکه مَرهمی بفرستم که خاطرش خَستم

تأمل روانشناختی

«چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست / که خدمتی بسزا برنیامد از دستم» احساس «کافی نبودن» در رابطه است. این احساس اگر شدید باشد، رابطه را سنگین می‌کند. و پایان غزل گلایه‌ای بجاست: «بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت / که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم». نیاز به مرهم از طرف مقابل، نیازی مشروع است.

پرسشی برای امشب

آیا در رابطه‌ای خود را «کافی» نمی‌دانی؟ نیاز به «مرهم» از طرف مقابل را بیان کرده‌ای؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه
قدم بعدی

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصانی که در همین روزها نوبت خالی دارند در ابتدا آمده‌اند.

همه متخصصان این حوزه
  • لیلا سماوی

    لیلا سماوی

    دکتری حرفه‌ای مشاوره — عالیان علم پرور (1405)

    اولین نوبت خالی: فردا ۰۹:۰۰

  • سحر خودی

    سحر خودی

    کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی — دانشگاه سمنان (1400)

    اولین نوبت خالی: فردا ۱۱:۰۰

  • میلاد عسکری

    میلاد عسکری

    کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی — رودهن (1399)

    اولین نوبت خالی: یکشنبه ۳ آبان، ۱۰:۰۰