غم با طبیبان گفتم
چندان که گفتم غم با طبیباندرمان نکردند مسکین غریبان
آن گل که هر دم در دست بادیستگو شرم بادش از عندلیبان
یا رب امان ده تا بازبیندچشم محبان روی حبیبان
درج محبت بر مهر خود نیستیا رب مبادا کام رقیبان
ای منعم آخر بر خوان جودتتا چند باشیم از بی نصیبان
حافظ نگشتی شیدای گیتیگر میشنیدی پند ادیبان
تأمل روانشناختی
«چندان که گفتم غم با طبیبان / درمان نکردند مسکین غریبان» از ناامیدی کسی میگوید که کمک خواسته اما کمک مناسب نیافته. این تجربه دردناک است، اما به این معنا نیست که کمکی وجود ندارد؛ گاهی باید درمانگر یا روش دیگری را آزمود. «یا رب امان ده تا بازبیند / چشم محبان روی حبیبان» هم آرزوی دیدار است.
پرسشی برای امشب
اگر یک بار کمک گرفتی و نتیجه نداد، آیا آمادهای راه یا متخصص دیگری را امتحان کنی؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

