زهرم منوشان
خدا را کم نشین با خرقه پوشانرخ از رندان بیسامان مپوشان
در این خرقه بسی آلودگی هستخوشا وقت قبای می فروشان
در این صوفیوشان دَردی ندیدمکه صافی باد عیش دُردنوشان
تو نازکطبعی و طاقت نیاریگرانیهای مشتی دلقپوشان
چو مستم کردهای مستور منشینچو نوشم دادهای زهرم منوشان
بیا وز غَبْن این سالوسیان بینصُراحی خوندل و بربط خروشان
ز دلگرمی حافظ بر حذر باشکه دارد سینهای چون دیگ جوشان
تأمل روانشناختی
«چو مستم کردهای مستور منشین / چو نوشم دادهای زهرم منوشان» درخواستی از محبوب برای ثبات است: محبت دادن و بعد کنارهگیری، گیجکننده و دردناک است. رفتار ناپایدار در رابطه، یکی از منابع اصلی اضطراب دلبستگی است. «در این صوفیوشان دردی ندیدم» هم از کمبود همدلی واقعی میگوید.
پرسشی برای امشب
آیا در رابطهای «نوش و زهر» را با هم دریافت میکنی؟ این تناوب چه حالی به تو میدهد؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

