بیخ غم ز دل برکن
بهار و گل طربانگیز گشت و توبهشکنبه شادی رخِ گل بیخ غم ز دل بر کن
رسید باد صبا غنچه در هواداریز خود برون شد و بر خود درید پیراهن
طریق صدق بیاموز از آب صافیِ دلبه راستی طلب آزادگی ز سرو چمن
ز دستبرد صبا گرد گل کلاله نگرشکنج گیسوی سنبل ببین به روی سمن
عروس غنچه رسید از حرم به طالع سعدبعینه دل و دین میبرد به وجه حسن
صفیر بلبل شوریده و نفیر هزاربرای وصل گل آمد برون ز بیت حزن
حدیث صحبت خوبان و جام باده بگوبه قول حافظ و فتوی پیر صاحب فن
تأمل روانشناختی
«بهار و گل طربانگیز گشت و توبهشکن / به شادی رخ گل بیخ غم ز دل بر کن» دعوت به گشودن دل به فصل نو است. و «طریق صدق بیاموز از آب صافی دل / به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن» از طبیعت درس صداقت و آزادگی میگیرد. «صفیر بلبل شوریده... برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن» یعنی حتی بلبل هم از خانه غم بیرون آمد.
پرسشی برای امشب
آیا وقت آن رسیده که از «بیت حزن» بیرون بیایی؟ اولین قدم چیست؟


