ایام گل شتاب کرد
گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُنیعنی که رُخ بپوش و جهانی، خراب کُن
بِفْشان عَرَق ز چهره و اطرافِ باغ راچون شیشههایِ دیدهٔ ما پُرگُلاب کُن
اَیّامِ گُل، چو عمر به رفتن شتاب کردساقی به دورِ بادهٔ گلگون، شتاب کُن
بُگْشا به شیوه، نرگسِ پُرخوابِ مست راوز رَشک، چَشمِ نرگسِ رَعنا به خواب کن
بویِ بنفشه بشنو و زُلْفِ نگار گیربِنْگَر به رنگِ لاله و عَزْمِ شراب کُن
زآن جا که رسم و عادتِ عاشقکشی توستبا دشمنان، قَدَح کَش و با ما عِتاب کُن
همچون حُباب، دیده به رویِ قَدَح گُشایوین خانه را قیاسِ اساس از حُباب کُن
حافظ وِصال میطَلَبَد از رهِ دُعایا رب! دعایِ خستهدلان، مُسْتَجاب کُن
تأمل روانشناختی
«ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد / ساقی به دور باده گلگون شتاب کن» میگوید زیباییها گذرا هستند و باید در زمان خودشان از آنها بهره برد. و «همچون حباب دیده به روی قدح گشای / وین خانه را قیاس اساس از حباب کن» یادآوری شکنندگی زندگی است. آگاهی از گذرا بودن، میتواند ما را حاضرتر کند.
پرسشی برای امشب
کدام «ایام گل» در زندگیات الان در جریان است که باید قدرش را بدانی؟


