دور فلک درنگ ندارد
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کندور فلک درنگ ندارد شتاب کن
زان پیشتر که عالم فانی شود خرابما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن
خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کردگر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن
روزی که چرخ از گل ما کوزهها کندزنهار کاسهٔ سر ما پرشراب کن
ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیمبا ما به جام باده صافی خطاب کن
کار صواب، باده پرستیست حافظابرخیز و عزم جزم به کار صواب کن
تأمل روانشناختی
«صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن / دور فلک درنگ ندارد شتاب کن» هشداری برای تعلل است: زمان منتظر نمیماند. و «گر برگ عیش میطلبی ترک خواب کن» میگوید برای زندگی کردن باید از رخوت بیدار شد. این غزل دعوتی به زنده بودن در همین لحظه است، پیش از آنکه دیر شود.
پرسشی برای امشب
چه چیزی را به تعویق انداختهای در حالی که «دور فلک درنگ ندارد»؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

