وفای یاران و همنشینان ببین
شراب لعلکش و روی مهجبینان بینخلاف مذهب آنان جمال اینان بین
به زیر دلق ملمّع کمندها دارنددرازدستی این کوتهآستینان بین
به خرمن دو جهان سر فرونمیآرنددماغ و کبر گدایان و خوشهچینان بین
بهای نیم کرشمه هزار جان طلبندنیاز اهل دل و ناز نازنینان بین
حقوق صحبت ما را به باد داد و برفتوفای صحبت یاران و همنشینان بین
اسیر عشق شدن چارهٔ خلاص من استضمیر عاقبتاندیش پیشبینان بین
کدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوستصفای همّت پاکان و پاکدینان بین
تأمل روانشناختی
«حقوق صحبت ما را به باد داد و برفت / وفای صحبت یاران و همنشینان بین» طعنهای تلخ به بیوفایی است. و «به زیر دلق ملمع کمندها دارند» از کسانی میگوید که ظاهرشان ساده است اما نیتهای پنهان دارند. اما پایان غزل امیدبخش است: «کدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست»؛ دوست واقعی، کدورت را میبرد.
پرسشی برای امشب
کدام دوستی، کدورت را از دلت میبرد؟ آیا قدرش را میدانی؟


