احتیاط در روزگار پرفتنه
اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُلبیز استبه بانگِ چَنگ مخور مِی که مُحتَسِب تیز است
صُراحیای و حریفی گَرَت به چَنگ افتدبه عقل نوش که ایام فتنه انگیز است
در آستینِ مُرَقَع پیاله پنهان کنکه همچو چشمِ صُراحی، زمانه خونریز است
به آبِ دیده بشوییم خِرقهها از میکه موسمِ وَرَع و روزگارِ پرهیز است
مجوی عیشِ خوش از دورِ باژگونِ سِپِهرکه صاف این سر خُم جمله دُردی آمیز است
سپهرِ بَر شده پرویزنیست خون افشانکه ریزهاش سر کَسری و تاجِ پرویز است
عراق و فارس گرفتی به شعرِ خوش حافظبیا که نوبتِ بغداد و وقتِ تبریز است
تأمل روانشناختی
«صراحیای و حریفی گرت به چنگ افتد / به عقل نوش که ایام فتنهانگیز است» ترکیبی از لذت و احتیاط است. حافظ نمیگوید از شادی دست بکش؛ میگوید با هوشیاری از آن بهره ببر. در روزهای پرتنش، مراقبت از خود یعنی هم لحظههای خوش را حفظ کنیم و هم مرزهای امنیت خود را بشناسیم.
پرسشی برای امشب
در شرایط پرتنش این روزها، چطور میتوانی هم از لحظههای خوب لذت ببری و هم مراقب خودت باشی؟


