کارم به کام است، الحمدلله
عیشم مدام است، از لعل دلخواهکارم به کام است، الحمدلله
ای بخت سرکش! تنگش به بَر کشگه جام زرکش، گه لعل دلخواه
ما را به رندی، افسانه کردندپیران جاهل، شیخان گمراه
از دست زاهد، کردیم توبهو از فعل عابد، استغفرالله
جانا چه گویم؟ شرح فراقتچشمی و صد نم، جانی و صد آه
کافر مبیناد، این غم که دیدهستاز قامتت سرو، از عارضت ماه
شوق لبت برد، از یاد حافظدرس شبانه، ورد سحرگاه
تأمل روانشناختی
«عیشم مدام است از لعل دلخواه / کارم به کام است الحمدلله» لحظهای از رضایت و سپاسگزاری است. اما در همین غزل «جانا چه گویم شرح فراقت / چشمی و صد نم جانی و صد آه» هم هست؛ نشان میدهد شادی و غم میتوانند کنار هم باشند. سپاسگزاری لازم نیست غم را انکار کند.
پرسشی برای امشب
امروز برای چه «الحمدلله» میگویی، حتی اگر غمی هم در کنارش داری؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

