درویشی و خرسندی
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندیخطاب آمد که «واثق شو، به الطاف خداوندی»
دعای صبح و آهِ شب، کلید گنج مقصود استبدین راه و روش میرو، که با دلدار پیوندی
قلم را آن زبان نَبوَد، که سرِّ عشق گوید بازورای حدّ تقریر است، شرح آرزومندی
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور!پدر را باز پرس آخر، کجا شد مِهرِ فرزندی؟
جهانِ پیرِ رعنا را، ترحّم در جِبِلَّت نیستز مِهر او چه میپرسی؟ در او همّت چه میبندی؟
همایی چون تو عالیقدر، حرص استخوان تا کی؟دریغ آن سایهٔ همّت، که بر نااهل افکندی
در این بازار اگر سودیست، با درویش خرسند استخدایا منعَمم گردان به درویشی و خرسندی
به شعر حافظِ شیراز میرقصند و مینازندسیهچشمان کشمیری و تُرکان سمرقندی
تأمل روانشناختی
«در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است / خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی» از عمیقترین دعاهای حافظ است: ثروت واقعی، رضایت است. و «دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است» از ارزش آیینهای روزانه میگوید. «قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز» هم یادآوری است که برخی احساسات در کلمه نمیگنجند.
پرسشی برای امشب
«خرسندی» برایت چه معنایی دارد؟ امروز از چه چیزی خرسند هستی؟


