سهل است اگر یار مهربان داری
تو را که هر چه مراد است در جهان داریچه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری؟
بخواه جان و دل از بنده و روان بستانکه حکم بر سر آزادگان روان داری
میان نداری و دارم عجب که هر ساعتمیان مجمع خوبان کنی میانداری
بیاضِ رویِ تو را، نیست نقشِ دَرخور از آنکسوادی از خط مشکین بر ارغوان داری
بنوش می که سبکروحی و لطیف مدامعلی الخصوص در آن دم که سر گران داری
مکن عتاب از این بیش و جور بر دل مامکن هر آن چه توانی که جای آن داری
به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاستبه قصد جانِ منِ خسته در کمان داری
بکِش جفای رقیبان مدام و جور حسودکه سهل باشد اگر یارِ مهربان داری
به وصل دوست گرت دست میدهد یک دمبرو که هر چه مراد است در جهان داری
چو گل به دامن از این باغ میبری حافظچه غم ز ناله و فریاد باغبان داری؟
تأمل روانشناختی
«بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود / که سهل باشد اگر یار مهربان داری» از اثر محافظتی رابطه امن میگوید: وقتی پشتوانهای مهربان داری، سختیهای بیرونی سبکتر میشوند. پژوهشها هم نشان میدهند حمایت اجتماعی، سپری در برابر استرس است. و «به وصل دوست گرت دست میدهد یک دم / برو که هر چه مراد است در جهان داری».
پرسشی برای امشب
«یار مهربان» تو کیست؟ آیا سختیها را در کنارش سبکتر حس میکنی؟


