این کینهداری را مورز
بیا با ما مَوَرز این کینهداریکه حق صحبت دیرینه داری
نصیحت گوش کن کاین در بسی بهاز آن گوهر که در گنجینه داری
ولیکن کی نمایی رخ به رندان؟تو کز خورشید و مه آیینه داری
بدِ رندان مگو ای شیخ و هُش دارکه با حکم خدایی کینه داری
نمیترسی ز آه آتشینم؟تو دانی خرقهٔ پشمینه داری؟
به فریاد خمار مفلسان رسخدا را گر میِ دوشینه داری
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظبه قرآنی که اندر سینه داری
تأمل روانشناختی
«بیا با ما مورز این کینهداری / که حق صحبت دیرینه داری» دعوتی به رها کردن کینه به احترام دوستی دیرینه است. پیوندهای قدیمی، ارزش آن را دارند که از رنجشها بگذریم. و «نصیحت گوش کن کاین در بسی به / از آن گوهر که در گنجینه داری» ارزش پند را از ثروت بیشتر میداند.
پرسشی برای امشب
با کدام دوست دیرینه «کینه» داری؟ «حق صحبت دیرینه» آیا ارزش آشتی دارد؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

