جستجوی متخصص
فال حافظ · غزل ۴۷۰

دل ز تنهایی به جان آمد

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمیدل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت:«صعب‌روزی، بوالعجب‌کاری، پریشان‌عالمی»

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگلشاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟

در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاستریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیسترهروی باید جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دستعالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیمکز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

گریهٔ حافظ چه سنجد پیش استغنای عشقکاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی

تأمل روانشناختی

«سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی» از صریح‌ترین فریادهای تنهایی در ادبیات فارسی است. این فریاد، نیازی انسانی و جهانی است؛ تنهایی دردی واقعی است و جستن همدم، ضعف نیست. «آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست / عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی» هم آرزوی جهانی انسانی‌تر است.

پرسشی برای امشب

اگر «دلت از تنهایی به جان آمده»، امروز به چه کسی می‌توانی پیام بدهی؟ یا آیا گفت‌وگو با یک متخصص می‌تواند کمک کند؟

فال حافظ پیشگویی نیست؛ تأمل‌ها برای خودشناسی و گفتگو نوشته شده‌اند و جنبه درمانی یا تشخیصی ندارند.

فالت را با دیگران به اشتراک بگذار

نیتی تازه
قدم بعدی

اگر دلت می‌خواهد درباره‌اش حرف بزنی

متخصصانی که در همین روزها نوبت خالی دارند در ابتدا آمده‌اند.

همه متخصصان این حوزه
  • محمودرضا شرفی

    محمودرضا شرفی

    دکترای روانشناس بالینی

    اولین نوبت خالی: فردا ۱۶:۰۰

  • پیمان ونائی

    پیمان ونائی

    کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی — آزاد گرمسار (1396)

    اولین نوبت خالی: فردا ۱۷:۰۰

  • نجمه فراشیانی

    نجمه فراشیانی

    کارشناسی ارشد مشاوره — علامه طباطبایی (1386)

    اولین نوبت خالی: امروز ۰۹:۰۰