دل گشاده دار
نوش کن جامِ شرابِ یک منیتا بِدان بیخِ غم از دل برکَنی
دل، گشاده دار چون جامِ شرابسر گرفته چند چون خُمّ دَنی
چون ز جام بیخودی رطلی کشیکم زنی از خویشتن لافِ منی
سنگسان شو، در قدم نی همچو آبجمله رنگآمیزی و تَردامنی
دل به مِی دربند تا مردانهوارگردن سالوس و تقوا بشکنی
خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگرخویشتن در پای معشوق افکنی
تأمل روانشناختی
«دل گشاده دار چون جام شراب / سر گرفته چند چون خم دنی» دعوت به گشادگی دل است، به جای در خود فرو رفتن. و «چون ز جام بیخودی رطلی کشی / کم زنی از خویشتن لاف منی» میگوید رها شدن از خودمحوری، آدم را سبک میکند. «سنگسان شو در قدم» هم دعوت به ثبات قدم است.
پرسشی برای امشب
دلت این روزها «گشاده» است یا «سر گرفته»؟ چه چیزی میتواند آن را باز کند؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

