صداقت و پذیرش اشتباه
منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من استدعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است
گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باکنوایِ من به سَحَر، آهِ عُذْرخواهِ من است
ز پادشاه و گِدا، فارِغم بِحَمْدِاللهگِدایِ خاکِ دَرِ دوست، پادشاهِ من است
غَرَض زِ مَسْجِد و مِیخانهام، وِصالِ شماستجُز این خیال ندارم، خُدا، گُواهِ من است
مَگَر به تیغِ اَجَل، خیمه بَرکَنَم ور نیرَمیدن از دَرِ دولت، نه رَسْم و راهِ من است
از آن زَمان که بر این آسْتان نَهادم رویفَرازِ مَسْنَدِ خورشید، تِکْیِهگاهِ من است
گُناه اگرچه نبود اختیارِ ما، «حافظ»!تو در طریقِ اَدَب باش، گو گُناهِ من است
تأمل روانشناختی
«گناه اگرچه نبود اختیار ما حافظ / تو در طریق ادب باش گو گناه من است» درس مسئولیتپذیری است: حتی وقتی همه عوامل در اختیار ما نیست، پذیرفتن سهم خود، نشانه بلوغ است. و «نوای من به سحر آه عذرخواه من است» از ارزش عذرخواهی صادقانه میگوید.
پرسشی برای امشب
سهم تو در کدام اتفاق اخیر چیست که هنوز آن را نپذیرفتهای؟ یک عذرخواهی صادقانه چه تغییری میدهد؟


