درد هست، طبیب هم هست
رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هستدر غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست
گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیستچون من در آن دیار هزاران غریب هست
در عشق، خانقاه و خرابات فرق نیستهر جا که هست پرتوِ رویِ حبیب هست
آن جا که کارِ صومعه را جلوه میدهندناقوسِ دِیرِ راهب و نامِ صلیب هست
عاشق که شد که یار به حالش نظر نکردای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست
فریادِ حافظ این همه آخِر به هرزه نیستهم قصهای غریب و حدیثی عجیب هست
تأمل روانشناختی
«عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد / ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست» از امیدبخشترین مصراعهای حافظ برای کسی است که رنج میکشد: کمک وجود دارد. بسیاری از ما درد را پنهان میکنیم و فکر میکنیم کسی نمیتواند کمک کند. گفتن از درد، اولین قدم رسیدن به «طبیب» است.
پرسشی برای امشب
دردی داری که هنوز به کسی نگفتهای؟ اولین کسی که میتوانی از آن بگویی کیست؟
فالت را با دیگران به اشتراک بگذار
نیتی تازهقدم بعدی
همه متخصصان این حوزه

