در کار خیر نیاز به استخاره نیست
راهیست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیستآنجا جُز آنکه جان بِسِپارَنْد، چارِه نیست
هر گَه که دِل به عِشْق دِهی، خوش دَمی بُوَددر کارِ خِیْر، حاجَتِ هیچ اِسْتِخاره نیست
ما را زِ مَنْعِ عَقْل مَتَرْسان و مِی بیار!کآن شِحْنِه در وِلایَتِ ما، هیچ کارِه نیست
اَز چَشْمِ خود بِپُرس که ما را که میکُشَد؟جانا، گُناهِ طالِع و جُرْمِ سِتارِه نیست
او را به چَشْمِ پاک، تَوان دید چون هِلالهَر دیده، جایِ جِلْوِهٔ آن ماهپارِه نیست
فُرْصَت شِمُر طَریقِهٔ رِنْدی که این نِشانچون راهِ گَنْج، بَر هَمِهکَس، آشْکارِه نیست
نَگْرِفْت در تو، گِرْیِهٔ «حافِظ»، به هیچ روحِیْرانِ آن دِلَم که کَم از سَنْگِ خارِه نیست
تأمل روانشناختی
«هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود / در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست» میگوید وقتی کاری با ارزشهای ما همسوست، تردید بیپایان لازم نیست. بسیاری از ما در تصمیمگیری گیر میکنیم چون منتظر اطمینان کامل هستیم. گاهی بهترین راهنما، دلی است که به خیر گواهی میدهد.
پرسشی برای امشب
کدام تصمیم خوب را به خاطر تردید بیش از حد عقب انداختهای؟


