Blog background

پشت دروغ‌های بیماری برای پول: روانشناس توضیح می‌دهد چه کسانی این کار را می‌کنند؟

۹ مرداد ۱۴۰۳
مدیر دلارامان
15 دقیقه مطالعه
روانشناسی
پشت دروغ‌های بیماری برای پول: روانشناس توضیح می‌دهد چه کسانی این کار را می‌کنند؟

پشت دروغ‌های بیماری برای پول: روانشناس توضیح می‌دهد چه کسانی این کار را می‌کنند؟

تصور کنید عزیزترین فرد زندگی‌تان – همسر، فرزند، دوست صمیمی یا یکی از اعضای خانواده – با چشمان گریان و صدایی لرزان خبر از بیماری صعب‌العلاجی می‌دهد. سرطانی پیشرفته، بیماری لاعلاج قلبی، یا یک اختلال عصبی نادر. دنیای‌تان تیره و تار می‌شود. شما تمام هستی‌تان را برای حمایت از او بسیج می‌کنید: پول، وقت، انرژی، و حمایت عاطفی بی‌پایان. اما روزی فرا می‌رسد که متوجه می‌شوید این بیماری، این درد و رنج، این درخواست‌های کمک مالی، همگی یک دروغ بزرگ و سازمان‌یافته بوده‌اند. این کشف، نه تنها قلب را می‌شکند، بلکه اعتماد را نابود کرده و سوالات عمیقی را در ذهن ایجاد می‌کند: «چرا؟ چرا یک نفر دست به چنین فریب هولناکی می‌زند؟ چه نوع انسانی قادر به چنین کاری است؟»

این تجربه، فراتر از یک سوءتفاهم ساده است؛ یک خیانت عمیق است که پایه‌های روابط انسانی را متزلزل می‌کند. درک این پدیده پیچیده، نه تنها به قربانیان کمک می‌کند تا با این زخم روحی کنار بیایند، بلکه به ما بینشی در مورد تاریک‌ترین زوایای روان انسان می‌دهد. در این مقاله، با کمک دیدگاه‌های روانشناختی متخصصانی چون جکوئی یوکسال از دانشگاه صلیب جنوبی، به بررسی دقیق انگیزه‌ها و ویژگی‌های شخصیتی افرادی می‌پردازیم که با جعل بیماری، به دنبال منافع مالی هستند و پشت این دروغ‌های فریبنده چه حقایق روانشناختی نهفته است.

تجربه تلخ فریب: وقتی عزیزانتان بیمارنمایی می‌کنند

زمانی که فردی که دوستش دارید، ادعای ابتلا به یک بیماری جدی می‌کند، موجی از همدلی، نگرانی و حمایت در اطراف او شکل می‌گیرد. دوستان و خانواده از خود می‌گذرند، پس‌انداز زندگی‌شان را برای هزینه‌های درمانی یا نیازهای فرضی فدا می‌کنند، و تمام تلاش خود را برای راحتی و بهبود «بیمار» به کار می‌گیرند. این ایثار از سر عشق و دلسوزی است و قربانیان این فریب اغلب خود را درگیر چرخه‌ای از تلاش بی‌وقفه برای کمک می‌بینند. آنها ممکن است وام بگیرند، شغل دوم پیدا کنند، یا از آرزوهای شخصی خود دست بکشند تا مطمئن شوند «محبوب بیمارشان» هر آنچه نیاز دارد را در اختیار دارد.

اما با گذشت زمان، ممکن است الگوهای عجیب و غریبی نمایان شود. داستان‌ها متناقض می‌شوند، پزشکان مختلفی معرفی می‌شوند که هرگز قابل ردیابی نیستند، و بیمار از ارائه مستندات پزشکی سر باز می‌زند. در ابتدا، این تناقضات ممکن است به حساب استرس، فراموشی ناشی از بیماری، یا پیچیدگی‌های سیستم درمانی گذاشته شود. اما وقتی این شکاف‌ها بزرگتر می‌شوند و درخواست‌های مالی فزاینده‌تر و بدون شفافیت ادامه می‌یابند، بذرهای شک کاشته می‌شوند. این لحظه آغاز یک بحران عمیق‌تر است؛ بحران اعتماد و واقعیت.

کشف واقعیت – اینکه تمام آن درد و رنج، تمام آن امید و ترس، تمام آن کمک‌ها و فداکاری‌ها، بر پایه یک دروغ بنا شده بود – می‌تواند ویرانگر باشد. این اتفاق نه تنها منجر به از دست رفتن پول می‌شود، بلکه روح و روان قربانی را در هم می‌شکند. احساس حماقت، خشم، خیانت، غم و اندوه، و سوال بی‌پایان «چرا؟» آنها را درگیر می‌کند. قربانیان ممکن است دچار اضطراب شدید، افسردگی و حتی اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شوند، زیرا درک این حجم از فریبکاری توسط کسی که به او اعتماد داشتند، تجربه‌ای عمیقاً آسیب‌زا است.

ریشه‌های روانشناختی دروغ بیماری برای پول: روانشناس توضیح می‌دهد

برای درک اینکه چرا افراد دست به چنین فریب بزرگی می‌زنند، باید به عمق روانشناسی آنها نفوذ کنیم. روانشناسانی مانند جکوئی یوکسال بر این باورند که افراد فریبکار که به دروغ ادعای بیماری‌های جدی، به ویژه سرطان، برای منافع مالی از دوستان و خانواده می‌کنند، اغلب دارای پروفایل‌های روانشناختی و انگیزه‌های پیچیده‌ای هستند که فراتر از صرفاً حرص و طمع است. یوکسال و همکارانش به دنبال توضیح این هستند که «چه نوع فردی به دوستان و خانواده خود در این زمینه دروغ می‌گوید» و عوامل روانشناختی ریشه‌ای، ویژگی‌های شخصیتی یا شرایط موقعیتی که به این رفتار فریبنده کمک می‌کنند، کدامند.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌ها، اغلب مربوط به اختلالات شخصیت است، به ویژه آنهایی که با نقص در همدلی، خودشیفتگی و رفتارهای فریبکارانه مرتبط‌اند. افراد با ویژگی‌های اختلال شخصیت ضداجتماعی (Antisocial Personality Disorder) یا اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder) ممکن است توانایی بالایی در دستکاری دیگران داشته باشند و هیچ‌گونه احساس گناه یا پشیمانی نسبت به آسیب‌های وارد شده به اطرافیان خود نداشته باشند. آنها دیگران را ابزاری برای رسیدن به اهداف خود می‌بینند و مرزهای اخلاقی برایشان معنایی ندارد. این افراد ممکن است از یک حس برتری یا حقانیت کاذب رنج ببرند که به آنها اجازه می‌دهد باور کنند مستحق این هستند که دیگران برای آنها فداکاری کنند، حتی اگر این به معنی فریب باشد.

علاوه بر این، ویژگی‌های شخصیت نمایشی (Histrionic Personality Traits) نیز می‌توانند نقش داشته باشند. این افراد به شدت به توجه، هیجان و مرکزیت نیاز دارند. فریب بیماری‌های جدی، به خصوص بیماری‌هایی مانند سرطان که با همدلی و نگرانی عمیق جامعه همراه است، می‌تواند راهی قدرتمند برای جلب توجه بی‌وقفه و همدردی باشد. این توجه، برای آنها یک نوع «سوخت» روانی فراهم می‌کند که نیازهای عمیق‌تر مربوط به عزت نفس پایین یا احساس بی‌اهمیتی را جبران می‌کند. پول به دست آمده، در این موارد، ممکن است پاداش ثانویه یا راهی برای ادامه دادن این نمایش باشد.

وضعیت‌های خاص نیز می‌توانند کاتالیزور این رفتار باشند. فشار مالی شدید، اعتیاد (به مواد مخدر یا قمار) که نیاز به پول مداوم دارد، یا حتی تمایل به سبک زندگی لوکس و فراتر از توان مالی، می‌توانند انگیزه‌های بیرونی قدرتمندی باشند. با این حال، یوکسال تاکید می‌کند که صرف نیاز مالی، توضیح‌دهنده کامل این پدیده نیست. بلکه ترکیبی از این فشارها با ساختار شخصیتی خاص است که فرد را به سمت چنین فریبکاری سازمان‌یافته‌ای سوق می‌دهد. در برخی موارد، این افراد ممکن است احساس حقارت عمیقی داشته باشند و با جلب ترحم و توجه از طریق بیماری، به نوعی احساس قدرت و کنترل دست یابند که در سایر جنبه‌های زندگی‌شان کمبود آن را حس می‌کنند. این رفتار، هرچند ظالمانه، برای آنها یک راهکار دفاعی ناسالم برای مقابله با واقعیت‌های ناخوشایند زندگی‌شان محسوب می‌شود.

باورهای غلط در مورد فریب بیماری: حقایق را بشناسید

در مواجهه با پدیده بیمارنمایی فریبکارانه برای پول، باورهای غلط زیادی وجود دارد که درک درست وضعیت را دشوارتر می‌کند. شناخت حقایق پشت این باورهای رایج، هم به قربانیان کمک می‌کند و هم به جامعه دیدگاه شفاف‌تری ارائه می‌دهد.

باور غلط ۱: «این افراد حتماً دیوانه‌اند و نمی‌دانند چه می‌کنند.»

واقعیت: در بسیاری از موارد، این افراد نه دیوانه هستند و نه از واقعیت دور. آنها معمولاً کاملاً آگاه و خودآگاه نسبت به اقدامات فریبکارانه خود هستند. این رفتار اغلب یک دستکاری محاسبه‌شده است که برای دستیابی به هدف خاصی (مانند پول یا توجه) طراحی شده است. آنها ممکن است دارای اختلالات شخصیتی باشند که بر همدلی و قضاوت اخلاقی آنها تأثیر می‌گذارد، اما این به معنی عدم توانایی آنها در تمایز بین واقعیت و خیال نیست. فریبکاری یک عمل عمدی است که نیاز به برنامه‌ریزی و اجرای دقیق دارد و افراد دارای روان‌پریشی اغلب فاقد این توانایی برنامه‌ریزی هستند.

باور غلط ۲: «آنها فقط به خاطر پول این کار را می‌کنند و هیچ انگیزه دیگری ندارند.»

واقعیت: اگرچه منافع مالی هدف اصلی و ظاهری این فریبکاری است، اما انگیزه‌های پشت پرده اغلب پیچیده‌تر هستند و فراتر از حرص و طمع صرف می‌روند. همانطور که جکوئی یوکسال اشاره می‌کند، این افراد ممکن است نیازهای روانشناختی عمیق‌تری مانند نیاز شدید به توجه و همدردی، احساس قدرت و کنترل بر دیگران، یا فرار از مسئولیت‌های زندگی را تجربه کنند. پول می‌تواند به عنوان ابزاری برای ادامه این نمایش، تأمین اعتیاد، یا جبران خلاءهای عاطفی عمل کند. بنابراین، هرچند پول محرک قوی است، اما تنها انگیزه نیست و غالباً با نیازهای روانشناختی دیگری گره خورده است.

باور غلط ۳: «شناسایی فریبکاران آسان است؛ همیشه علائم مشکوکی از خود نشان می‌دهند.»

واقعیت: متأسفانه، شناسایی این افراد به هیچ وجه آسان نیست و این یکی از دلایل اصلی موفقیت فریب آنهاست. افراد فریبکار در زمینه بیمارنمایی اغلب دروغگوهای بسیار ماهری هستند. آنها می‌توانند اطلاعات پزشکی را با جزئیات دقیق و قانع‌کننده از اینترنت جمع‌آوری کنند، داستان‌های خود را با احساسات قوی و اشک‌ها همراه کنند، و حتی از اصطلاحات پزشکی برای قانع کردن قربانیان استفاده کنند. این افراد ممکن است از مواجهه با پزشکان واقعی یا ارائه مدارک پزشکی معتبر خودداری کنند، اما این کار را با بهانه‌های موجهی مانند «دکتر من محرمانه کار می‌کند» یا «نمی‌خواهم شما نگران شوید» انجام می‌دهند. این پیچیدگی‌ها باعث می‌شود تا قربانیان مدت‌ها در شک و تردید بمانند و حتی پس از کشف حقیقت، خود را سرزنش کنند.

راهکارهای مواجهه با بیمارنمایی فریبکارانه و حمایت از قربانیان

مواجهه با فریب بیمارنمایی برای پول، چه از دیدگاه فرد فریبکار و چه از منظر قربانیان، چالش‌برانگیز است. رویکردها باید متناسب با هر وضعیت اتخاذ شوند.

برای فرد فریبکار (در صورت تمایل به تغییر):

درمان افرادی که دست به این فریبکاری می‌زنند، بسیار دشوار است، زیرا اغلب آنها به بیماری خود (از نظر روانشناختی) اذعان نمی‌کنند و هیچ انگیزه‌ای برای تغییر ندارند، مگر اینکه با عواقب جدی قانونی یا اجتماعی مواجه شوند. با این حال، اگر فردی به دنبال کمک باشد، رویکردهای درمانی زیر ممکن است مفید واقع شوند:

  • روان‌درمانی (Psychotherapy):
    • درمان شناختی-رفتاری (CBT): این روش می‌تواند به فرد کمک کند تا الگوهای فکری تحریف‌شده و رفتارهای ناسالم خود را شناسایی و تغییر دهد. تمرکز بر درک پیامدهای فریبکاری، توسعه همدلی و یادگیری مهارت‌های مقابله‌ای سالم‌تر است.
    • درمان مبتنی بر دیالکتیک رفتار (DBT): برای افرادی با ویژگی‌های اختلالات شخصیت، به‌ویژه در کنترل هیجان و روابط بین فردی، DBT می‌تواند بسیار موثر باشد. این درمان مهارت‌هایی در تنظیم هیجان، تحمل پریشانی و بهبود روابط را آموزش می‌دهد.
    • روان‌درمانی طولانی‌مدت برای اختلالات شخصیت: در صورت تشخیص اختلالات شخصیتی مانند خودشیفته یا ضداجتماعی، روان‌درمانی تحلیلی یا مبتنی بر طرح‌واره می‌تواند به بررسی ریشه‌های عمیق‌تر این رفتارها، مانند تجربیات دوران کودکی و الگوهای دلبستگی، کمک کند. هدف، افزایش خودآگاهی و توسعه مکانیسم‌های سالم‌تر برای مواجهه با نیازهای روانشناختی است.
  • مدیریت اعتیاد: اگر اعتیاد به مواد مخدر یا قمار یکی از انگیزه‌های اصلی برای کسب پول باشد، برنامه‌های جامع ترک اعتیاد و مشاوره ضروری است.
  • مشاوره خانواده: در برخی موارد، اگر خانواده مایل به مشارکت باشد و فریبکار تمایل به تغییر داشته باشد، مشاوره خانواده می‌تواند به ترمیم روابط و ایجاد الگوهای ارتباطی سالم‌تر کمک کند، اگرچه این مسیر بسیار دشوار است.

برای قربانیان (دوستان و خانواده):

قربانیان فریب بیمارنمایی، نیاز به حمایت و راهکارهای عملی برای ترمیم آسیب‌های وارده دارند.

  • تشخیص و جمع‌آوری شواهد:
    • جستجوی تناقضات: به داستان‌های متناقض، عدم تمایل به ملاقات پزشکان، و تغییر ناگهانی در شرایط بیماری مشکوک باشید.
    • درخواست مدارک: به صورت مودبانه و مصرانه درخواست مدارک پزشکی، صورت‌حساب‌های بیمارستان یا اطلاعات تماس پزشکان را داشته باشید. افراد فریبکار معمولاً بهانه‌هایی برای عدم ارائه آنها دارند.
    • مشورت با متخصص: در صورت شک، می‌توانید با یک روانشناس یا مددکار اجتماعی مشورت کنید تا در بررسی وضعیت به شما کمک کند.
  • حمایت روانشناختی:
    • مشاوره فردی: احساس خیانت، خشم، غم و گیجی طبیعی است. یک روانشناس می‌تواند به شما در پردازش این احساسات، مقابله با استرس و بازسازی اعتماد به نفس کمک کند.
    • گروه‌های حمایتی: ارتباط با دیگرانی که تجربیات مشابهی داشته‌اند، می‌تواند حس تنهایی را کاهش داده و راهکارهای مقابله‌ای جدیدی ارائه دهد.
    • خانواده‌درمانی: اگر سایر اعضای خانواده نیز درگیر این فریب بوده‌اند، خانواده‌درمانی می‌تواند به ترمیم روابط و ایجاد مرزهای سالم کمک کند.
  • تعیین مرزها و محافظت از خود:
    • قطع کمک‌های مالی: به محض اطلاع از فریب، فوراً تمام کمک‌های مالی را متوقف کنید.
    • تعیین مرزهای عاطفی: با فرد فریبکار مرزهای مشخصی تعیین کنید. این ممکن است شامل کاهش یا قطع ارتباط باشد، بسته به شدت فریب و توانایی شما برای کنار آمدن با آن.
    • محافظت از دارایی‌ها: اطمینان حاصل کنید که اطلاعات مالی شما ایمن هستند و امکان سوءاستفاده بیشتر وجود ندارد.
  • مواجهه و عواقب قانونی:
    • مواجهه (با احتیاط): مواجهه با فرد فریبکار می‌تواند بسیار دشوار و پرریسک باشد. این کار باید با آرامش و با حمایت یک دوست یا متخصص انجام شود. آماده باشید که فرد فریبکار ممکن است همچنان به انکار و دستکاری ادامه دهد.
    • مشاوره حقوقی: در صورت لزوم، با یک وکیل مشورت کنید تا گزینه‌های قانونی برای بازگرداندن پول یا پیگیری اتهامات کلاهبرداری را بررسی کنید. کلاهبرداری، حتی از طریق فریبکاری عاطفی، یک جرم است.
  • اهمیت خود مراقبتی: پس از چنین تجربه‌ای، مراقبت از سلامت روان و جسم خود حیاتی است. به اندازه کافی استراحت کنید، از فعالیت‌هایی که لذت می‌برید انجام دهید و با افرادی که به شما اعتماد و حمایت می‌دهند، در ارتباط باشید. این مسیر طولانی و چالش‌برانگیز است و نیاز به صبر و شفقت نسبت به خود دارد.
یادداشت روانشناس:

جکوئی یوکسال، روانشناس، تاکید می‌کند که پروفایل‌های روانشناختی و انگیزه‌های افراد دروغگو که با جعل بیماری‌هایی مانند سرطان، دوستان و خانواده خود را برای منافع مالی فریب می‌دهند، اغلب از ترکیبی از ویژگی‌های شخصیتی مرتبط با اختلالات شخصیت، نیاز به توجه شدید، و گاهی فشارهای بیرونی تشکیل شده است. این رفتار بیش از یک دروغ ساده است و نشان‌دهنده نقص عمیق در همدلی و اخلاق است که ریشه‌های روانشناختی پیچیده‌ای دارد.

پرسش‌های متداول درباره فریب بیماری برای سود مالی

چگونه می‌توانم تشخیص دهم که کسی واقعاً بیمار نیست و ادعایش دروغ است؟

علائم هشداردهنده شامل تناقض در داستان‌ها، عدم تمایل به ملاقات با پزشکان مشخص یا ارائه مدارک پزشکی، درخواست‌های مالی مداوم بدون شفافیت، و تغییرات ناگهانی و غیرمعقول در علائم بیماری است. همچنین، ممکن است از صحبت کردن با اعضای دیگر خانواده یا دوستان در مورد وضعیت پزشکی خود اجتناب کند.

چرا افراد با بیماری‌های جدی شوخی می‌کنند یا از آن سوءاستفاده می‌کنند؟

این رفتار شوخی نیست، بلکه نوعی فریبکاری عمدی است. افراد با جعل بیماری‌های جدی، نه تنها به دنبال منافع مالی هستند، بلکه ممکن است نیازهای روانشناختی عمیق‌تری مانند جلب توجه، همدردی بی‌قید و شرط، احساس کنترل بر دیگران، یا فرار از مسئولیت‌های زندگی را ارضا کنند. این کار ریشه در مشکلات شخصیتی و عدم همدلی دارد.

آیا این افراد از کاری که می‌کنند پشیمان می‌شوند؟

معمولاً افراد با ویژگی‌های شخصیتی مرتبط با این فریبکاری، مانند خودشیفتگی یا ضداجتماعی بودن، از فقدان همدلی رنج می‌برند و بنابراین، کمتر احتمال دارد که پشیمانی واقعی را تجربه کنند. آنها ممکن است از عواقب منفی برای خودشان پشیمان شوند، اما نه از آسیب‌هایی که به دیگران وارد کرده‌اند. پشیمانی عمیق نیازمند ظرفیت‌های عاطفی و اخلاقی خاصی است که در این افراد اغلب ضعیف است.

چطور باید با کسی که مرا فریب داده و ادعای بیماری کرده، برخورد کنم؟

مواجهه مستقیم می‌تواند پرخطر و دشوار باشد. بهتر است ابتدا مدارک کافی جمع‌آوری کنید. هنگام مواجهه، آرامش خود را حفظ کرده و تمرکز را بر واقعیت‌ها بگذارید. ممکن است فرد فریبکار همچنان به انکار ادامه دهد. محافظت از خود، تعیین مرزها و جستجوی حمایت روانشناختی برای مدیریت احساساتتان در این فرآیند بسیار مهم است.

آیا فریبکاری برای بیمارنمایی، یک اختلال روانپزشکی محسوب می‌شود؟

بله، دروغ گفتن درباره بیماری برای جلب همدردی یا توجه (بدون هدف مالی مستقیم) می‌تواند مرتبط با اختلال ساختگی (Factitious Disorder یا Munchausen syndrome) باشد. اما زمانی که هدف اصلی، منافع مالی است، این رفتار بیشتر با ویژگی‌های اختلالات شخصیت، به‌ویژه اختلال شخصیت خودشیفته یا ضداجتماعی، همراه است و می‌تواند به عنوان یک نوع کلاهبرداری نیز تلقی شود که دارای ابعاد حقوقی است.

نتیجه‌گیری

تجربه فریب خوردن توسط کسی که ادعای بیماری می‌کند تا پول به دست آورد، یکی از دردناک‌ترین خیانت‌هایی است که یک فرد می‌تواند تجربه کند. این عمل نه تنها جیب قربانی را خالی می‌کند، بلکه زخم‌های عمیقی بر روح و روان او بر جای می‌گذارد. همانطور که روانشناسانی مانند جکوئی یوکسال توضیح می‌دهند، پشت این دروغ‌ها، پروفایل‌های روانشناختی پیچیده‌ای نهفته است که اغلب با نیازهای عمیق به توجه، کنترل، و نقص در همدلی مشخص می‌شوند.

شناخت این مکانیسم‌ها می‌تواند به ما کمک کند تا هم از خود در برابر چنین فریب‌هایی محافظت کنیم و هم در صورت قربانی شدن، مسیر درستی برای بهبود و بازیابی اعتماد به خود و جهان پیدا کنیم. به یاد داشته باشید که شما در این تجربه تنها نیستید و کمک گرفتن از متخصصان روان‌درمانی یا مشاوره سلامت روان، گامی حیاتی در جهت التیام و بازسازی زندگی‌تان است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد سلامت روان و خدمات مرتبط، می‌توانید به مقالات دیگر ما مراجعه کنید و از مشاوره با متخصصان مجرب بهره‌مند شوید.

درباره نویسنده

مدیر دلارامان