Blog background

چرا برخی افراد بیماری‌های ساختگی را برای پول جعل می‌کنند؟ روانشناس فاش می‌کند

۲۵ اسفند ۱۴۰۱
مدیر دلارامان
14 دقیقه مطالعه
روانشناسی
چرا برخی افراد بیماری‌های ساختگی را برای پول جعل می‌کنند؟ روانشناس فاش می‌کند

چرا برخی افراد بیماری‌های ساختگی را برای پول جعل می‌کنند؟ روانشناس فاش می‌کند

تصور کنید عزیزی، دوستی یا یکی از اعضای خانواده‌تان به شما خبر می‌دهد که به بیماری سخت و لاعلاجی مبتلا شده است. شوکه می‌شوید، غمگین می‌شوید و تمام تلاش خود را می‌کنید تا در کنار او باشید، حمایتش کنید و حتی کمک مالی جمع‌آوری کنید تا بتواند هزینه‌های درمانی را بپردازد. اما پس از مدتی، با حقیقت تلخی روبرو می‌شوید: تمام آن بیماری، تمام آن رنج، تمام آن اشک‌ها و درخواست‌ها، یک دروغ بزرگ و ساختگی بوده است. این سناریوی دلخراش، متأسفانه آنقدرها هم نادر نیست. بسیاری از افراد با این تجربه ویرانگر دست و پنجه نرم کرده‌اند و سوالی اساسی در ذهنشان شکل گرفته است: چرا؟ چه چیزی باعث می‌شود یک انسان تا این حد برای منافع مالی یا جلب توجه، اطرافیان خود را فریب دهد و با احساساتشان بازی کند؟ این نه تنها یک شوک عاطفی است، بلکه ضربه‌ای مهلک به اعتماد و انسانیت محسوب می‌شود.

این مقاله با کمک دیدگاه‌های متخصصان روانشناسی، به ویژه با تکیه بر تحقیقات روانشناسانی همچون جکی یوکسال از دانشگاه صلیب جنوبی، به عمق این پدیده تاریک می‌پردازد. ما در تلاشیم تا مکانیزم‌های روان‌شناختی، انگیزه‌های پنهان و ویژگی‌های شخصیتی افرادی را که دست به چنین فریبکاری می‌زنند، کشف کنیم. هدف ما درک این موضوع پیچیده است تا بتوانیم هم خودمان را در برابر چنین دسیسه‌هایی محافظت کنیم و هم نگاهی عمیق‌تر به پیچیدگی‌های ذهن انسان داشته باشیم.

زندگی با سایه فریب: تجربه اطرافیان

وقتی فردی به دروغ ادعای بیماری می‌کند، مخصوصاً بیماری‌های جدی مانند سرطان، ایدز یا نارسایی عضو، این فقط یک دروغ ساده نیست؛ بلکه یک شبکه پیچیده از فریب است که زندگی اطرافیان را مختل می‌کند. خانواده و دوستان با تمام وجود برای حمایت از فرد به ظاهر بیمار بسیج می‌شوند. آنها ساعات بی‌پایانی را در کنار او می‌گذرانند، از کار خود می‌زنند، پس‌اندازشان را صرف می‌کنند و حتی از شبکه‌های اجتماعی برای جمع‌آوری کمک مالی استفاده می‌کنند. هر پیام تسلیت، هر هدیه دلگرم‌کننده و هر قطره اشکی که از سر دلسوزی ریخته می‌شود، همگی بر اساس یک دروغ بنا شده‌اند.

تجربه فریب‌خوردگی عمیقاً دردناک است. قربانیان این کلاهبرداری‌ها نه تنها از نظر مالی متضرر می‌شوند، بلکه آسیب‌های روحی و روانی شدیدی را تجربه می‌کنند. احساس خیانت، خشم، شرم و گیجی، عواقب اجتناب‌ناپذیری است که پس از برملا شدن حقیقت گریبانگیرشان می‌شود. آنها ممکن است در اعتماد به دیگران دچار مشکل شوند و حتی روابط نزدیکشان نیز تحت‌الشعاع قرار گیرد. این تجربه می‌تواند باعث شود که افراد در آینده نسبت به درخواست‌های کمک واقعی نیز بدبین شوند و این خود ضربه‌ای به جامعه و روحیه کمک‌رسانی است.

گاهی اوقات، فریبکاران تا مدت‌ها بدون اینکه کسی شک کند، به دروغ‌های خود ادامه می‌دهند. آنها با جزئیات دقیق، داستان‌های ساختگی از درمان‌ها، عوارض جانبی و ملاقات با پزشکان را بازگو می‌کنند. این رفتار باعث می‌شود که اطرافیان هرگونه شک و تردیدی را کنار بگذارند و کاملاً به گفته‌های فرد اعتماد کنند. کشف حقیقت نه تنها به معنای از دست دادن پول و زمان است، بلکه به معنای مواجهه با این واقعیت تلخ است که فردی که دوستش داشتید، با ظالمانه‌ترین شکل ممکن از حسن نیت شما سوءاستفاده کرده است.

ریشه‌های روان‌شناختی فریب: چرا برخی بیماری جعل می‌کنند؟

بر اساس تحقیقات روانشناسانی همچون جکی یوکسال از دانشگاه صلیب جنوبی، افرادی که دست به جعل بیماری برای منافع مالی می‌زنند، اغلب دارای ویژگی‌های روان‌شناختی و شخصیتی خاصی هستند. این پدیده فراتر از یک دروغ ساده است و ریشه‌های عمیقی در ساختار روانی فرد دارد. یوکسال و همکارانش بر این باورند که این افراد نه تنها به دنبال پول هستند، بلکه اغلب به دنبال جلب توجه، همدردی و کنترل موقعیت‌ها نیز می‌باشند.

یکی از مهم‌ترین انگیزه‌ها، همانطور که از عنوان پیداست، کسب منفعت مالی است. این منفعت می‌تواند برای پوشش بدهی‌ها، تأمین یک سبک زندگی لوکس یا حتی خرید مواد مخدر باشد. اما علاوه بر پول، انگیزه‌های عمیق‌تری نیز وجود دارد. برخی از این افراد ممکن است احساس نیاز شدید به توجه و تایید داشته باشند که از راه‌های سالم قادر به تأمین آن نیستند. نقش بیمارِ رنج‌دیده به آن‌ها اجازه می‌دهد تا کانون توجه باشند، همدردی دریافت کنند و برای مدت کوتاهی احساس مهم بودن کنند. این نیاز به توجه می‌تواند ریشه در تجربیات دوران کودکی یا کمبودهای عاطفی داشته باشد.

از نظر اختلالات روانی و ویژگی‌های شخصیتی، این افراد ممکن است با طیفی از مشکلات دست و پنجه نرم کنند:

  • اختلال شخصیت ضداجتماعی (Antisocial Personality Disorder): این اختلال با بی‌تفاوتی نسبت به حقوق دیگران، فریبکاری، سوءاستفاده از افراد، عدم پشیمانی و بی‌توجهی به قوانین مشخص می‌شود. فرد با این اختلال قادر به درک رنجی که به دیگران وارد می‌کند نیست و از فریب دادن لذت می‌برد.
  • اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder): افراد خودشیفته احساس خودبزرگ‌بینی مفرط دارند، نیاز شدیدی به تحسین شدن دارند و به احساسات دیگران بی‌توجه هستند. جعل بیماری می‌تواند راهی برای جلب حداکثر توجه و همدردی باشد، تا حس اهمیت خود را ارضا کنند.
  • دروغگویی بیمارگونه (Pathological Lying/Mythomania): برخی افراد به صورت مزمن و بدون دلیل واضح، دروغ می‌گویند. این دروغ‌ها اغلب پیچیده، دارای جزئیات زیاد و به منظور ارضای یک نیاز درونی برای دروغگویی است، که در این مورد با هدف مالی ترکیب می‌شود.
  • اختلال ساختگی (Factitious Disorder - قبلاً سندروم مونشهاوزن): اگرچه تفاوت‌هایی با جعل بیماری صرفاً برای پول دارد (در اختلال ساختگی هدف اصلی کسب نقش بیمار و توجه است نه منفعت بیرونی)، اما برخی از مکانیسم‌های روانی مشابه هستند. فرد ممکن است از این نقش برای کسب توجه، تسلط بر موقعیت یا فرار از مسئولیت‌ها استفاده کند. هنگامی که این اختلال با هدف کسب منفعت مالی ترکیب می‌شود، تشخیص پیچیده‌تر می‌گردد.
  • عزت نفس پایین و نیاز به اعتباربخشی بیرونی: برخی از این افراد در عمق وجودی خود احساس بی‌ارزشی می‌کنند و تنها راهی که برای کسب اعتبار و ارزش قائل هستند، جلب ترحم و توجه از طریق داستان‌های دراماتیک است.

جکی یوکسال تاکید می‌کند که این افراد اغلب در تظاهر به بیماری بسیار ماهر هستند. آنها ممکن است علائم بیماری‌های واقعی را مطالعه کرده، جزئیات پزشکی را از اینترنت بیاموزند و حتی ظاهر خود را به گونه‌ای تغییر دهند که بیمار به نظر برسند. این مهارت در فریبکاری، به اضافه فقدان همدلی، آنها را به کلاهبردارانی خطرناک تبدیل می‌کند که می‌توانند برای مدت طولانی اطرافیانشان را درگیر توهمات خود نگه دارند. درک این ریشه‌های عمیق روان‌شناختی کلید مقابله با این پدیده و محافظت از خود و جامعه است.

افسانه‌ها و واقعیت‌ها درباره جعل بیماری برای پول

درباره پدیده جعل بیماری برای کسب منافع مالی، باورهای غلط و برداشت‌های نادرستی وجود دارد که می‌تواند مانع از درک صحیح و واکنش مناسب شود. در اینجا به سه افسانه رایج و واقعیت پشت آنها می‌پردازیم:

افسانه ۱: این افراد فقط تنبل‌اند و دنبال پول مفت می‌گردند.

واقعیت: در حالی که منفعت مالی یک انگیزه اصلی است، اما فراتر از تنبلی ساده است. همانطور که جکی یوکسال اشاره می‌کند، اغلب ریشه‌های عمیق‌تری در روان‌شناختی فرد وجود دارد که او را به این سمت سوق می‌دهد. این می‌تواند شامل اختلالات شخصیتی، نیاز شدید به توجه، یا تلاش برای فرار از واقعیت‌های زندگی باشد. جعل یک بیماری جدی، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، حفظ دروغ‌های پیچیده و تحمل استرس دائمی برای حفظ نقش است که فراتر از "تنبلی" است و اغلب نشان‌دهنده مشکلات عمیق‌تر روانی است که نیاز به درمان دارند.

افسانه ۲: به راحتی می‌توان یک جاعل بیماری را تشخیص داد.

واقعیت: تشخیص جعل بیماری بسیار دشوار است. این افراد اغلب در نقش‌آفرینی و متقاعد کردن دیگران بسیار ماهر هستند. آنها ممکن است جزئیات پزشکی را با دقت از منابع آنلاین جمع‌آوری کنند، علائم را به طور متقاعدکننده‌ای نشان دهند و حتی در برابر بررسی‌های پزشکی مقاومت نشان دهند یا نتایج آزمایش‌ها را دستکاری کنند. این مهارت در فریبکاری، به خصوص وقتی با فقدان همدلی ترکیب شود، باعث می‌شود قربانیان برای مدت طولانی در دام دروغ‌های آنها بیفتند و حتی نزدیک‌ترین افراد نیز نتوانند حقیقت را کشف کنند.

افسانه ۳: جعل بیماری فقط به کلاهبرداری مالی محدود می‌شود و آسیب جدی ندارد.

واقعیت: آسیب‌های جعل بیماری برای پول فراتر از صرفاً ضرر مالی است. این عمل منجر به آسیب‌های روانی عمیق به قربانیان می‌شود؛ احساس خیانت، خشم، شرم و بی‌اعتمادی به دیگران. همچنین، این کلاهبرداری‌ها منابع و توجهی را که می‌توانست به بیماران واقعی اختصاص یابد، منحرف می‌کند و می‌تواند به روابط خانوادگی و اجتماعی آسیب برساند. از سوی دیگر، این کار باعث تضعیف سیستم‌های حمایتی و کاهش اعتماد عمومی به درخواست‌های کمک می‌شود، که در نهایت به ضرر کل جامعه است.

راهکارهای مواجهه و درمان: چگونه با این پدیده برخورد کنیم؟

مواجهه با پدیده جعل بیماری برای منافع مالی، چه از دیدگاه فرد فریبکار و چه از منظر قربانیان و جامعه، نیازمند رویکردهای جامع و دقیق است. درک عمیق‌تر ریشه‌های روان‌شناختی این رفتار، به ما کمک می‌کند تا راهکارهای مؤثرتری را برای پیشگیری، شناسایی و مدیریت این موقعیت‌ها بیابیم.

نشانه‌های هشداردهنده برای تشخیص فریب

برای محافظت از خود و دیگران، آگاهی از نشانه‌های هشداردهنده می‌تواند بسیار مفید باشد:

  • تضاد در داستان‌ها: فرد ممکن است در روایت جزئیات بیماری، درمان‌ها یا پزشکان خود دچار تناقض شود. دقت به جزئیات می‌تواند پرده از دروغ‌های او بردارد.
  • مقاومت در برابر بررسی پزشکی: جاعلان بیماری معمولاً از ارائه مدارک پزشکی معتبر یا اجازه صحبت مستقیم با پزشک خودداری می‌کنند. آنها ممکن است به بهانه‌های مختلف، مانند "محرمانه بودن" یا "از دست دادن مدارک"، از این کار طفره روند.
  • علائم اغراق‌آمیز یا نامعمول: علائم بیماری آنها ممکن است بیش از حد دراماتیک، غیرمعمول یا مطابق با آنچه در فیلم‌ها و سریال‌ها نمایش داده می‌شود، باشد.
  • نیاز مداوم به پول: درخواست‌های مکرر و فوری برای کمک مالی، بدون ارائه شفافیت در مورد نحوه صرف شدن وجوه، یک پرچم قرمز جدی است.
  • عدم بهبود یا بدتر شدن همیشگی: وضعیت سلامتی آنها هرگز بهبود نمی‌یابد یا همیشه در حال بدتر شدن است، حتی با وجود "درمان‌های" پرهزینه.
  • جداسازی خود از افراد شکاک: فرد ممکن است تلاش کند تا هرکسی را که به او شک می‌کند یا سؤالات بیشتری می‌پرسد، از حلقه اطرافیان خود حذف کند.

کمک به فرد فریبکار: چالش‌ها و رویکردها

کمک به فردی که بیماری جعل کرده است، چالش‌برانگیز است، زیرا اغلب این افراد فاقد بینش نسبت به رفتار خود هستند یا آن را انکار می‌کنند. با این حال، اگر مشخص شود که این رفتار ریشه در اختلالات روانی یا شخصیتی عمیق‌تر دارد، مداخلات تخصصی می‌تواند مفید باشد.

  • مشاوره و روان‌درمانی: درمان‌هایی مانند روان‌درمانی، به ویژه درمان شناختی رفتاری (CBT) یا درمان رفتاری دیالکتیکی (DBT)، می‌توانند به فرد کمک کنند تا ریشه‌های نیاز به دروغگویی و فریبکاری را درک کند، الگوهای فکری مخرب را تغییر دهد و مهارت‌های ارتباطی سالم‌تر را بیاموزد. هدف این درمان‌ها، حل مشکلات زیربنایی مانند عزت نفس پایین، نیاز به توجه یا مقابله با تروماهای گذشته است.
  • درمان اختلالات شخصیتی: اگر تشخیص داده شود که فرد دارای اختلال شخصیت ضداجتماعی، خودشیفته یا دیگر اختلالات شخصیتی است، درمان‌های طولانی‌مدت و تخصصی برای مدیریت این شرایط ضروری است. این درمان‌ها اغلب با چالش‌های فراوانی همراه هستند، زیرا افراد با این اختلالات ممکن است انگیزه کمی برای تغییر داشته باشند.
  • مداخله قانونی: در مواردی که جعل بیماری با کلاهبرداری مالی همراه است، مراجع قانونی باید در جریان قرار گیرند. پیامدهای قانونی می‌تواند شامل پیگرد کیفری و جبران خسارت مالی باشد. این اقدامات نه تنها برای قربانیان عدالت به ارمغان می‌آورد، بلکه می‌تواند به عنوان یک عامل بازدارنده برای فریبکار عمل کند.
  • حمایت از قربانیان: برای افرادی که فریب خورده‌اند، مشاوره و حمایت روان‌شناختی حیاتی است. این حمایت می‌تواند به آنها کمک کند تا با احساس خیانت، خشم و شرم کنار بیایند، اعتماد از دست رفته خود را بازسازی کنند و از آسیب‌های روانی طولانی‌مدت جلوگیری شود. گروه‌های حمایتی نیز می‌توانند فضایی امن برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و بازیابی احساس کنترل فراهم کنند.
  • افزایش آگاهی عمومی: آموزش جامعه درباره این پدیده، مکانیزم‌های آن و نشانه‌های هشداردهنده، می‌تواند به کاهش شیوع آن کمک کند. هرچه افراد بیشتر از این خطرات آگاه باشند، کمتر احتمال دارد که در دام چنین فریب‌هایی بیفتند.

نکته کلیدی این است که برخورد با جعل بیماری برای پول، نیازمند ترکیبی از درک روان‌شناختی، هوشیاری اجتماعی و در صورت لزوم، مداخله قانونی است. این یک مشکل پیچیده است که به رویکردهای چندوجهی نیاز دارد تا هم از قربانیان محافظت شود و هم در صورت امکان، به ریشه‌های مشکل در فرد فریبکار پرداخته شود.

یادداشت روانشناس

یک روانشناس انگیزه‌های پنهان و ویژگی‌های شخصیتی افرادی را که با جعل بیماری‌های جدی، دیگران را برای کسب منافع مالی فریب می‌دهند، توضیح می‌دهد. این رفتار اغلب ریشه در نیاز به توجه، اختلالات شخصیتی مانند ضداجتماعی یا خودشیفته و کمبود همدلی دارد.

سوالات متداول (FAQ)

۱. آیا جعل بیماری همیشه به دلیل اختلال روانی است؟

جعل بیماری برای پول اغلب ریشه‌های عمیقی در اختلالات روانی یا ویژگی‌های شخصیتی خاص دارد، اما همیشه اینطور نیست. برخی افراد ممکن است صرفاً به دلیل فشار مالی شدید و بدون وجود یک اختلال تشخیصی، دست به این کار بزنند. با این حال، در بسیاری از موارد، مسائلی مانند اختلال شخصیت ضداجتماعی، خودشیفته، یا نیاز مفرط به توجه، نقش کلیدی ایفا می‌کنند.

۲. چگونه می‌توان فریب خوردن از یک جاعل بیماری را تشخیص داد؟

نشانه‌های هشداردهنده شامل تناقض در داستان‌ها، مقاومت در برابر ارائه مدارک پزشکی یا ملاقات با پزشکان، درخواست‌های مکرر و فوری برای کمک مالی، علائم اغراق‌آمیز یا نامعمول و عدم بهبود وضعیت سلامتی است. همچنین، هوشیاری نسبت به تغییرات رفتاری و اصرار بر محرمانه بودن اطلاعات پزشکی می‌تواند کمک‌کننده باشد.

۳. عواقب قانونی جعل بیماری برای پول چیست؟

جعل بیماری برای کسب منافع مالی در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، نوعی کلاهبرداری محسوب می‌شود. عواقب قانونی می‌تواند شامل پیگرد کیفری، حبس و جبران خسارت مالی به قربانیان باشد. شدت مجازات بستگی به میزان خسارت وارد شده و قوانین مربوطه در هر حوزه قضایی دارد.

۴. آیا می‌توان به فردی که بیماری جعل کرده کمک کرد؟

کمک به این افراد بسیار دشوار است زیرا اغلب فاقد بینش هستند یا رفتار خود را انکار می‌کنند. با این حال، اگر فرد تمایل به تغییر داشته باشد و ریشه‌های روانی رفتار او شناسایی شود، روان‌درمانی (مانند CBT) و درمان اختلالات شخصیتی زیربنایی می‌تواند مفید باشد. مداخله قانونی نیز گاهی اوقات می‌تواند به عنوان یک عامل بازدارنده و ایجاد انگیزه برای تغییر عمل کند.

۵. چه تفاوتی بین اختلال ساختگی (Munchausen) و جعل بیماری برای پول وجود دارد؟

در اختلال ساختگی (Factitious Disorder)، انگیزه اصلی فرد کسب نقش بیمار و جلب توجه و همدردی است، بدون هدف مشخصی برای منفعت بیرونی مانند پول. اما در جعل بیماری برای پول، هدف اولیه و اصلی، کسب منافع مادی یا سایر مزایای ملموس است. اگرچه هر دو شامل فریبکاری در مورد بیماری هستند، اما اهداف نهایی آنها متفاوت است.

نتیجه‌گیری

جعل بیماری برای کسب منافع مالی، پدیده‌ای پیچیده و دردناک است که ریشه‌های عمیقی در روان انسان دارد. همانطور که جکی یوکسال و دیگر روانشناسان تاکید می‌کنند، این رفتار اغلب فراتر از یک دروغ ساده است و نشان‌دهنده چالش‌های جدی روان‌شناختی از جمله اختلالات شخصیتی، نیاز شدید به توجه و فقدان همدلی است. درک این مکانیسم‌ها برای جامعه، هم در جهت محافظت از خود در برابر فریب و هم در تلاش برای ارائه کمک‌های مناسب (در صورت امکان) به افراد درگیر این مشکل، حیاتی است.

مواجهه با چنین فریبکاری‌هایی می‌تواند به شدت ویرانگر باشد و اعتماد را در هم شکند. آگاهی از نشانه‌های هشداردهنده و پیگیری قانونی در موارد کلاهبرداری، گام‌های مهمی در جهت حفظ سلامت مالی و روانی جامعه است. اگر شما یا عزیزانتان با چنین وضعیتی روبرو شده‌اید، فراموش نکنید که تنها نیستید. مشاوره با متخصصان سلامت روان می‌تواند در کنار آمدن با آسیب‌های عاطفی و بازسازی اعتماد از دست رفته بسیار کمک‌کننده باشد.

درباره نویسنده

مدیر دلارامان