روز محنت رو به کوتاهی است
بریدِ بادِ صبا دوشم آگهی آوردکه روزِ محنت و غم رو به کوتهی آورد
به مُطربانِ صَبوحی دهیم جامهٔ چاکبدین نوید که بادِ سحرگهی آورد
بیا بیا که تو حورِ بهشت را رضواندر این جهان ز برایِ دلِ رهی آورد
همیرویم به شیراز با عنایتِ دوستزهی رفیق که بختم به همرهی آورد
به جبرِ خاطرِ ما کوش کـاین کلاهِ نمدبسا شکست که با افسرِ شهی آورد
چه نالهها که رسید از دلم به خرمنِ ماهچو یادِ عارضِ آن ماهِ خرگهی آورد
رساند رایتِ منصور بر فلک حافظکه اِلتِجا به جنابِ شهنشهی آورد
تأمل روانشناختی
«برید باد صبا دوشم آگهی آورد / که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد» خبر خوشی است برای کسی که دوره سختی را میگذراند: این روزها هم تمام میشوند. و «به جبر خاطر ما کوش» از نیاز به دلجویی پس از سختی میگوید. پس از هر دوره دشوار، به ترمیم و دلجویی نیاز داریم.
پرسشی برای امشب
اگر بدانی دوره سخت فعلیات رو به پایان است، در این روزهای آخر چطور از خودت مراقبت میکنی؟


