این کارخانه دائم در تغییر است
دانی که چنگ و عود چه تَقریر میکنند؟پنهان خورید باده که تَعزیر میکنند
ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق میبَرندعیبِ جوان و سرزنشِ پیر میکنند
جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوزباطل در این خیال که اِکسیر میکنند
گویند رمزِ عشق مگویید و مشنویدمشکل حکایتیست که تَقریر میکنند
ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریبتا خود درونِ پرده چه تدبیر میکنند
تشویشِ وقتِ پیرِ مغان میدهند بازاین سالِکان نگر که چه با پیر میکنند
صد مُلکِ دل به نیم نظر میتوان خریدخوبان در این معامله تقصیر میکنند
قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوستقومی دگر حواله به تقدیر میکنند
فِیالجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهرکـاین کارخانهایست که تغییر میکنند
مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسبچون نیک بنگری همه تزویر میکنند
تأمل روانشناختی
«فیالجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر / کاین کارخانهای است که تغییر میکنند» یادآوری میکند که تغییر، قانون زندگی است. کسی که انتظار ثبات کامل دارد، با هر تغییری مضطرب میشود. پذیرفتن تغییر، انعطاف روانی میآورد. و «قومی به جد و جهد... قومی دگر حواله به تقدیر» از تعادل تلاش و پذیرش میگوید.
پرسشی برای امشب
کدام تغییر این روزها اضطرابت را بالا برده است؟ اگر تغییر را طبیعی بدانی، چطور با آن روبهرو میشوی؟


